کد خبر : 121119
تاریخ انتشار : شنبه 2 جولای 2016 - 11:00
-

آمریکا بزرگ‌ترین مدعی حقوق بشر و بزرگ‌ترین ناقض آن

آمریکا بزرگ‌ترین مدعی حقوق بشر و بزرگ‌ترین ناقض آن
آمریکا در عین حالی که بزرگ‌ترین مدعی حقوق بشر است، بزرگ‌ترین ناقض آن نیز هست و این بدین معنی است که حقوق بشر آمریکایی، بزرگ‌ترین دروغ و فریب دنیای ماست.
به گزارش گلوگاه ما به نقل از بلاغ، یکی از ره‌آوردهای بزرگ لشکرکشی آمریکا به کشورهایی همچون افغانستان، عراق و … احیای دادخواست‌های عدالت طلبانه قربانیان نقض حقوق بشر است.

بسیاری از افراد بدون شواهد و مدارک از سوی آمریکایی‌ها بازداشت و در بازداشتگاه‌های آنها زندانی شدند، و این در حالی است که آمریکا در عین حال با بی‌شرمی تمام بزرگ‌ترین مدعی اعاده حقوق بشر برای ملت‌های جهان نیز هست.

آمارهای فراوان نشان  می‌دهد که بزرگ‌ترین جنایت‌های ضد بشری آمریکا در کشورهایی اتفاق می‌افتد که بیش از ده‌ها سال همواره مدیون و مرهون حقوق بشر آمریکایی خوانده می‌شوند.

شهروندان “بی گناه” کشورهای مختلف در زندان‌های “غیرقانونی” بدون دسترسی به وکیل، فرایندهای لازم دادرسی عادلانه حقوقی و قضایی و دور از دسترس سازمان‌های بین‌المللی و حتی ناگوارتر اینکه در داخل قلمرو کشورهای مستقل دارای حاکمیت ملی و دولت مردمی، نگهداری و شکنجه می‌شوند و حتی زیر شکنجه جان می‌بازند.

با این وصف چگونه است کشوری که خود بزرگ‌ترین ناقض حقوق بشر در جهان است، دیگر ملت‌ها را به بهانه نقض حقوق بشر مجازات

امریکا با دخالت نظامی مستقیم به افغانستان و عراق، میلیونها انسان بی‌گناه را کشت و این دو کشور را به ویرانی کشاند.

می‌کند، به آن کشورها لشکرکشی می‌کند و به دادخواهی از قربانیان نقض حقوق بشر برمی‌خیزد؟!

این نشان می دهد که آمریکا در عین حالی که بزرگ‌ترین مدعی حقوق بشر است، بزرگ‌ترین ناقض آن نیز هست و این یعنی اینکه حقوق بشر آمریکایی، بزرگ‌ترین دروغ و فریب دنیای ماست.

آمریکا حتی حقوق بشر را نیز دستمایه سلطه غیرقانونی خود بر سرنوشت ملت‌های جهان قرار می‌دهد و این یعنی سوء استفاده بی‌رحمانه از نام و عنوان حقوق بشر در جهت امیال و آمال غیرقانونی و فریبکارانه سیاسی، نظامی و اقتصادی قدرت‌های جهانخوار.

دولت آمریکا، علی‌رغم اینکه در گستره بین‌الملل، ژست دفاع از حقوق بشر را به خود می‌گیرد و جنگ‌های خانمان براندازی را در راستای استیفای حقوق بشر، به راه می‌اندازد، اما در این خصوص خود دچار تناقض‌گویی‌های فراوانی، در مورد حقوق بشر است .

*ازهمکاری با جنایات صدام و چراغ سبز آمریکا

یقیناً هرگز خیانت‌ها و جنایت‌های آمریکا  از یاد هیچ ایرانی نخواهد رفت، ازهمکاری با جنایات صدام و چراغ سبز آمریکا با هدف نابود کردن انقلاب اسلامی، تا وقیحانه‌ترین جنایاتی که تا ابد به‌نام آمریکا و ارتش ناجوانمرد این کشور ثبت خواهد شد، ماجرای کشتار مسافران هواپیمای مسافربری ایرانی است.

هواپیمایی که غیرنظامی بودن خود را به فرمانده ناو آمریکایی اعلام کرده بود، اما شلیک موشک به این هواپیما سبب قتل صدها مرد و زن و کودکی شد که هر چه بودند، نظامی نبودند و خطری برای نیروهای متجاوز آمریکایی در خلیج فارس نداشتند.

هر چند آمریکا و ایادی وی بسیار تلاش کردند تا حقیقت را با شایعاتی مضحک از نظرها پنهان کنند، اما حقیقت هرگز از دید آزادگان

هواپیمایی که غیرنظامی بودن خود را به فرمانده ناو آمریکایی اعلام کرده بود، اما شلیک موشک به این هواپیما سبب قتل صدها مرد و زن و کودکی شد که هر چه بودند، نظامی نبودند

جهان پنهان نماند.

* تحریم‌های ظالمانه علیه ایران

نمونه دیگر جنایات و خیانت‌های آمریکا تحریم‌های ظالمانه علیه ایران که ابتداء به بهانه عدم رعایت آنچه «حقوق بشر» نامیده می‌شد، علیه مردم ایران اعمال و فشار اقتصادی ضد کشورمان شروع شد، اما بعدها به بهانه فعالیت‌های هسته‌ای ایران، که البته مدرکی برای اثبات صلح‌آمیز نبودنش وجود نداشت، ادامه یافت.

*ترور ناجوانمردانه دانشمندان جوان ایرانی

ترور ناجوانمردانه دانشمندان جوان ایرانی که در تأسیسات انرژی اتمی ایران مشغول به فعالیت بودند، از سوی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و با موافقت و همراهی آمریکا انجام شد. جالب اینجاست که این عملیات ننگین هرگز با واکنش مناسبی از سوی دولتمردان آمریکا مواجه نشد و این امر خود انگشت اتهام را به سمت سردمداران کاخ سفید گردانده و آنان را متهم ردیف اول کشتار مردان نام‌آور عرصه علم و جهاد هسته‌ای ایران معرفی می‌کند.

حافظه ملت ایران چنان قوی است که هرگز دشمنان خود را از یاد نمی‌برند، خصوصاً آنها که اکنون نیز به دشمنی خود ادامه داده و روند برخوردهای خصمانه خویش با مردم مسلمان ایران و سایر نقاط جهان را متوقف نکرده‌اند.

نقض حقوق بشر از طرف دولت آمریکا، فقط به جهان سوم و خاورمیانه منحصر نیست، بلکه حقوق فردی و اجتماعی افراد در داخل آن کشور نیز به چپاول می‌رود. تاریخچه نقض حقوق بشر در مورد سیاهان و سرخ پوستان، موضوعی انکارناپذیر است . سرکوب اعتراضات داخلی ضدجنگ در دولت فدرال جانسون و نیکسون، و حتی جورج بوش، از موارد بارز نقض حقوق بشر و نیز نقض آزادی‌های دموکراتیک است .
بر شمردن همه موارد نقض حقوق بشر از سوی دولت امریکا، در یکصد سال اخیر، امری دشوار است، اما می‌توان به برخی از نمونه‌های بارز آن اشاره کرد.

*نژادپرستی و نقض حقوق بشر

پدیده منحوس نژادپرستی، از مصادیق بارز بی اعتنایی امریکایی‌ها به حقوق بشر،

ترور ناجوانمردانه دانشمندان جوان ایرانی که در تأسیسات انرژی اتمی ایران مشغول به فعالیت بودند، از سوی سرویس‌های اطلاعاتی رژیم صهیونیستی و با موافقت و همراهی آمریکا انجام شد.

از آغاز به وجود آمدن این کشور و مهاجرت اروپایی‌های ماجراجو، به آن دیار است . قلع و قمع سرخ پوستان بومی و زندگی مشقت بار بردگان و سیاهان، سند روشنی از رویکرد نژادپرستانه در میان امریکایی‌هاست .
از آغاز تشکیل دولت در قاره آمریکا، سرخ پوستان بومی در سلسله جنگ‌هایی نابرابر، توسط رنگین پوستان متمدن! قربانی شدند و یا در اختلاط نژادی با سفیدپوستان، تحول نژادی پیدا کردند . امروزه سرخ پوستان، در معادلات سیاسی و اجتماعی، وزن و اعتباری ندارند، اما داستان سیاهان و محرومیت آنان از حقوق سیاسی و اجتماعی، همچنان باقی است .

سیاهان، پس از گذشت چند صد سال که ظاهرا از بردگی آزاد شده‌اند، هنوز هم از حقوق برابر با سفیدپوستان برخوردار نشده‌اند . با اینکه بیش از یک سوم جمعیت گسترده آمریکا را سیاه پوستان تشکیل می‌دهند، اما طبق آمارهای رسمی، فاصله طبقاتی و نژادی فراوانی با سفیدپوستان دارند .
در همه سطوح اجتماعی دیگر نیز، سهم سیاهان از مواهب رفاهی اندک و ناچیز است، در فهرست مدیران ارشد و قدرتمند نیز سیاه پوستان نسبت به میزان جمعیت خود، بسیار کمتر دیده می‌شوند.

*نظامی‌گری و تضییع حقوق بشر

پدیده نظامی‌گری در هر کشوری، هیچ‌گاه به دموکراسی و مردم سالاری مجال نمی‌دهد، لذا کشورهایی که «تا دندان مسلح‌اند»، نمی‌توانند کشورهای دموکراتیکی باشند و آمریکا با فروش اسلحه به کشورهای فقیر جهان، آنها را به رقابت تسلیحاتی وادار می‌کند، هر چند معاملات تسلیحاتی به بهانه مبارزه با دشمن خارجی انجام می‌گیرد، اما آمریکا در واقع حکومت‌های غیرمردمی را برای سرکوب جنبش‌های ملی تجهیز می‌کند .

*فعالیت‌های اطلاعاتی آمریکا و حقوق بشر

سازمان سیا یک تشکیلات مخوف پلیسی است که در اقصی نقاط جهان فعالیت دارد و تاریخ پنجاه و چند ساله آن، مملو از ترور، کودتا، تطمیع، تهدید، جنایت و آدم کشی است . سازمان سیا به بهانه حفظ منافع ملی آمریکا، در سیاستگذاری تمامی سازمان‌های جهانی

سرکوب اعتراضات داخلی ضدجنگ در دولت فدرال جانسون و نیکسون، و حتی جورج بوش، از موارد بارز نقض حقوق بشر و نیز نقض آزادی‌های دموکراتیک است .

و امور داخلی سایر کشورها دخالت می‌کند.

اعضای سازمان سیا معمولا عضو واحد سیاسی سفارتخانه‌های آمریکا هستند و به عنوان دیپلمات به کشورهای دیگر اعزام می‌شوند، سپس آرام آرام در احزاب سیاسی، انجمن‌ها، مجامع شهری، گروه‌های دانشجویی، اتحادیه‌های کارگری، وسایل ارتباط جمعی و مراکز اداری و نظامی نفوذ می‌کنند .

فعالیت گسترده سیا در عرصه بین‌المللی، از شاخص‌های مهم نقض حقوق بشر است، زیرا این سازمان صرفاً در راستای تامین منافع امریکا عمل می‌کند .

عملکرد سیا طی پنجاه سال اخیر، نه تنها حریم‌های سیاسی، بلکه حریم‌های اخلاقی را درنوردیده است . این تشکیلات با داشتن امکانات بسیار پیچیده استراق سمع، به حریم خصوصی بسیاری از مردم جهان دست می‌یابد که با هیچ منطقی قابل توجیه نیست .

آمریکا معتقد است که در دوران شکل‌گیری نظم نوین جهانی، که قدرت اقتصادی و تکنولوژیکی یکه تازی می‌کند، سیا باید در امور اقتصادی دنیا فعالیت نماید، از این رو منافع ملی سایر کشورها به نوع دیگری مورد تعرض قرار می‌گیرد .

*فعالیت رسانه‌ای و نقص حقوق بشر

وسایل ارتباط جمعی شامل مجموعه رادیو، تلویزیون، مطبوعات، خبرگزاری‌ها، شبکه‌های اجتماعی و … است که امروزه جهان بشری تحت تاثیر و نفوذ این وسایل مدرن است . وسایل ارتباط جمعی، اگر در جایگاه واقعی خود قرار گیرند، می‌توانند نقش ارزنده‌ای در آموزش، هدایت و رشد فکری، فرهنگی، اجتماعی جوامع بشری داشته باشند، اما متاسفانه قدرت‌های حاکم بر وسایل ارتباط جمعی بزرگ، از مجلات و روزنامه‌ها گرفته تا فرستنده‌های رادیویی و تلویزیونی، این رسانه‌ها را از رسالت اطلاع رسانی خود دور کرده و عملا در خدمت جهان خواران قرار گرفته‌اند . امروزه بسیاری از مردم جهان در مواجهه با رسانه‌ها

از آغاز تشکیل دولت در قاره آمریکا، سرخ پوستان بومی در سلسله جنگ‌هایی نابرابر، توسط رنگین پوستان متمدن! قربانی شدند

منفعل شده‌اند و قدرت درست اندیشیدن و درست قضاوت کردن از آنها سلب شده است. واقعیت این است که اغلب مردم دنیا، از خبر پراکنی رسانه‌ها تاثیر می‌گیرند. و وسایل ارتباط جمعی، بیش از هر عنصری، می‌توانند در جهت‌دهی افکار عمومی مؤثر باشند.

در وادی علوم ارتباطات، کشور آمریکا به «غول رسانه‌ها» معروف است و اغلب سازمان‌ها و مؤسسات خبرپراکنی در سطح جهان، تقریبا یا آمریکایی هستند و یا تحت نفوذ آمریکا قرار دارند.

علاوه بر خبرگزاری‌ها، صدها شبکه ماهواره‌ای، تلویزیونی، رادیویی، و اینترنتی فعال هستند که به مراکز قدرت در آمریکا وابسته هستند و رسالت اصلی آنها توسعه طلبی دولت آمریکا است. سازمان ایالت متحده آمریکا (یوسیا)، برای ارسال برنامه زنده به ممالک خارجی، از آخرین دستاوردها و تکنولوژی‌های ماهواره‌ای استفاده می‌کند .

با توجه به گستردگی رسانه‌ای غرب به سرکردگی آمریکا، به این نتیجه می‌رسیم که دولت آمریکا به پشتوانه این اهرم‌های تبلیغاتی، می‌تواند اعمال خلاف حقوق بشر خود را مشروع جلوه دهد، حقایق را واژگون کند و حقوق بشر در هیاهوی تبلیغاتی به یغما برده شود .

تناقض موجود در سیاست خارجی و موارد گسترده تبعیض نژادی در داخل آمریکا، این پرسش را مطرح می‌کند که چگونه این دولت می‌تواند دیگر حکومت‌ها را به رعایت حقوق بشر دعوت کند، در حالی که خود بیش از هر کشور دیگر، ناقض حقوق بشر است؟ کشوری که با حربه‌های نظامی‌گری، تبعیض نژادی، و رسانه‌ای، چالش‌های بسیاری را در کره زمین به وجود می‌آورد، چگونه منادی توسعه دموکراسی و احقاق حقوق بشر است؟

در جامعه امروز پرده برداری از این جنایت‌ها وظیفه هر وجدان بیدار و آگاه و دردمند انسانی است.

ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 0 در انتظار بررسی : 0 انتشار یافته : 0
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.