دارو کام پدر انجیر جاده جنگلی گلوگاه را تلخ کرده است
ارتباط با ما دربارۀ ما پیوندها نسخه موبايل RSS آرشيو \
دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۹۸
کد خبر: 126268 تاریخ انتشار:۲۷ مهر ۱۳۹۵؛ ساعت ۶:۲۶ تعداد بازدید:640 بازدید

دارو کام پدر انجیر جاده جنگلی گلوگاه را تلخ کرده است

علی اکبر ایران نژاد مردی که دست هایش بوی نهال انجیر می داد روبرویمان نشسته بود. لبه تختی که با ملحفه سفید پوشانده بودند. باور اینکه او حالا دنیایش اندازه این تخت و اتاق کوچک شده دشوار بود.

به گزارش گلوگاه ما،

 احمد دباغیان از سایت زیست بوم گزارش می‌دهد؛

– آدرس خانه اش را همه می دانستند:

– خیابون اصلی گلوگاه رو بگیر برو جلو. نرسیده به خروجی گرگان، دست راست از هر کسی بپرسی بهت میگه خونه آقای ایران نژاد کجاست.

صبح زنگ زده بودیم. با احتیاط از اینکه بد موقع است و مزاحم استراحتش نشویم. اما با روی باز استقبال کرد که به دیدنش برویم. زنگ خانه را زدیم و از پله ها بالا رفتیم. همسرش جلوی دری چوبی با شیشه های رنگی مثل همه خانه های قدیمی منتظر بود. سلام کرد و ما را به طرف اتاق راهنمایی کرد. اتاقی کوچک با کمدهای بزرگ چوبی، دو صندلی و فرشی پهن شده.

علی اکبر ایران نژاد

پیرمرد سعی کرد از روی تخت بلند شود. اما نتوانست. دستش را دراز کرد و خوشامد گفت. روی بازوی راستش خونمردگی بود. نشانه از اینکه تازه سُرم به بازویش وصل بوده. کنار تخت و روی میز کوچکی، خرمنی از قرص و دارو چیده بود اما چهره اش آرام و مهمان نواز بود، با لبخندی مهربان. انگار فهمیده بود داروها چشممان را دزدیده اید، برای همین گفت:
– اینا چیزی نیست. من خوبم شکر خدا.علی اکبر ایران نژاد مردی که دست هایش بوی نهال انجیر می داد روبرویمان نشسته بود. لبه تختی که با ملحفه سفید پوشانده بودند. باور اینکه او حالا دنیایش اندازه این تخت و اتاق کوچک شده دشوار بود. می گویند بیست کیلومتر از جاده جنگلی گلوگاه مازندران به منطقه هزار جریب را با دست های خودش انجیر کاشته، از سال ۱۳۷۰ تا پارسال که سرپا بود. چرا؟ چه دلیلی داشت؟–هر کس یه عشقی توی زندگیش داره. من عاشق کشاورزی بودم.
نهالستان داشتم. سال ۷۰ وقتی بازنشسته شدم با خودم فکر کردم یه کاری بکنم برای این منطقه. خیلی نشستم با خودم کلنجار رفتم که چکار کنم؟ آخرش به این نتیجه رسیدم که انجیر بکارم.

دارو کام مرد انجیری را تلخ کرده است

از او می پرسم که چرا از بین همه درخت ها انجیر را انتخاب کرده؟ چرا به سراغ نارنگی و پرتغال و مرکبات دیگر نرفته.

– خب با خودم حساب کردم که اگر نارنگی یا گردو بکارم وقتی محصول می رسه، یکی دو نفر می رن و همه اش رو می چینن و می برن برای خودشون. اما انجیر در طول چند هفته مدام ثمر میده. شما امروز برو بچین فردا باز درخت پر از ثمره. اینطوری هم مسافرها می تونستن بخورن هم آدمای بی بضاعت.
دارو کام مرد انجیری را تلخ کرده است

انجیرفروش های کنار جاده را دیده بودم. بچه هایی با سطل های کوچک. خودش ادامه داد:

– اینجا خانواده بی بضاعت هم داریم. اینها فصلی که انجیرها می رسه، میان میوه رو می چینن می برن می فروشن، روزی شون رو در میارن. خوشحالم و خدا رو شکر می کنم که این اتفاق افتاده.
پسرش به نقل از فرمانده انتظامی منطقه گفت که موقع برداشت محصول انجیر بزهکاری کاهش پیدا می کند.
ایران نژاد همانطور که دست هایش را آرام تکان می دهد می گوید:

– من با موتور نهال می بردم می کاشتم. بعد می اومدم از خونه ای نزدیک جاده، با دبه آب می بردم براشون. خیلی ها بهم می خندیدن که آخه این چه کاریه؟  اما من به کارم عشق می ورزیدم. حتی خواب انجیر می دیدم، سر نماز به انجیر فکر می کردم. راه می رفتم فکر و ذکرم انجیر بود و اینکه یه کاری بکنم.

برایمان کاسه بزرگی پر از انجیر می آورند و تعارف می کنند. شیرین و خوشمزه است با آنکه به قول خودشان هنوز کامل نرسیده است. از او می پرسم که چه نهادی در انجام این کار بزرگ حمایتش کرده است؟ می خندد و می گوید:

– به جای اینکه دستم را بگیرند پایم را گرفتند. من نهال ها رو از نهالستان خودم می بردم. با خرج خودم. هیچکس حمایتم نکرد. حتی چند بار رفتم گفتم اجازه بدهید من دو طرف فلان جاده را انجیر بکارم گفتند نه صنوبر بکار! آن هم با هزینه خودم! یکبار هم سه میلیون وام با سود ۱۴ درصد به من اختصاص دادن که برم نهال بکارم که من رد کردم و نخواستم. این جور حمایت را نخواستم.
به دست هایش نگاه می کنم. دست هایی که بیشتر از ۲۰ هزار نهال کاشته است. خودش می گوید گاهی یک روز ۵۰ نهال کاشته. اما گله مند است. گله مند از آدم های بی انصافی که به قول خودش «اهل کوفه» هستند.

– یکبار هشتاد درخت کاشتم همه رو از ریشه در آوردن بُردن! درخت ها رو با اره قطع می کُنن می برن برای نئوپان. آخه چرا؟ خدا رو خوش میاد؟ اینا درخت ثمر ده است. میوه داره. درختایی که الان می بینید یک پنجم درخت هاییه که من کاشتم.

از کسی توقع خاصی ندارد. برای همین وقتی می پرسم که چه انتظاری از مردم یا مسئولین دارد لبخند می زند و می گوید:

– من کار خودم را کرده ام. الان هر سال اینجا در گلوگاه جشنواره انجیر برگزار می شه که هم یه بازار سنتی برای مردم محلیه هم انواع محصولات انجیر عرضه میشه.

شیره انجیر، مربای انجیر، انجیر خشک و هرچیز دیگه ای که فرآورده انجیره میارن و به فروش می ذارن که اتفاق خوبیه. چون گلوگاه الان یکی از قطب های انجیر استان شده و این من رو خوشحال میکنه.

علی اکبر ایران نژادبا او خداحافظی می کنم، دست های گرمش را فشار می دهم و یاد جاده سرسبز گلوگاه به دامغان می افتم. جایی که با همت مردانه او آباد شده است اما حتی یک تابلوی کوچک که نشان بدهد اینجا علی اکبر ایران نژاد سالها عرق ریخته است دیده نمی شود.

او از معدود مردان این سرزمین است که بی طمع نام و نان و برای رضای خدا و خشنودی مردم هزاران هزار درخت انجیر کاشته است تا کام همه شیرین شود حتی حالا که کام خودش را قرص ها و داروهای پرتعداد تلخ می کنند.

این خبر  در  ۰۳ مرداد ۱۳۹۵ از سایت زیست بوم  انتشار یافته است و برای انعکاس بیشتر  کپی و باز نشر داده شده است.

احمد دباغیان

منبع: زیست بوم

نویسنده:احمد دباغیان



به اشتراک بگذارید :

5 نظر

  1. محمد گفت:

    زنده باشند این شیرمرد هم میهن و سپاس از جناب آقای دباغیان بابت این گزارش بجا.

    از دیرباز کاشت درختان میوع بویژه توت سفید و وقف انها برای مسافران در ایران مرسوم بوده است.

    من کار خودم را کرده ام. الان هر سال اینجا در گلوگاه جشنواره انجیر برگزار می شه که هم یه بازار سنتی برای مردم محلیه هم انواع محصولات انجیر عرضه میشه. شیره انجیر، مربای انجیر، انجیر خشک و هرچیز دیگه ای که فرآورده انجیره میارن و به فروش می ذارن که اتفاق خوبیه. چون گلوگاه الان یکی از قطب های انجیر استان شده و این من رو خوشحال میکنه.

    کار را که کرد؟
    آن کس که تمام کرد!

    همین برنامه را می توان برای دیگر گونه های بارده همچون کونوس(ازگیل وحشی) و خج(گلابی وحشی) و انار ترش وحشی انجام داد.

    اگر این کار به عهده بخش دولتی بود از سال ۷۰ تا کنون به اندازه یک جعبه هم انجیری حاصل نمی شد.

    جر افزایش فضای سبز و بالا بردن جاذبه جاده و کمک معاش برای مردم کاشت این درختان تاثیر مثبتی برای جلب گونه های پرندگان و بخصوص پری شاهرخ و سار صورتی دارد که پس از هخوردن این انجیر ها بذر آن را در فضله خود به زیستگاه جدیدی انتقال می دهند.

  2. کامران آقایی گفت:

    ایثارگری گمنام
    خداوند اجرت بدهدخداوند شفایت بدهد شما از عبادلله وصلحا وخیرین هستید که وعده قطعی بهشت در قرآن بر ای شما ثبت شده است

  3. kooshan گفت:

    ضمن آرزوی سلامتی و ‌سعادت روزافزون ایشان،
    همانطور که این هموطن محترم دلسوز و آگاه خود متذکر شده اند براستی که وظیفه خود را بکمال و بدون هیچ چشمداشتی انجام داده اند و اگر بطور رسمی از ایشان حمایت نشده و یا برخی افراد خودخواه و ناآگاه بدون توجه به ارزشمند بودن ماهیت کار این هموطن گرامی و لزوم پاسداشت و مراقبت از زحمات ایشان به قلع و قمع قسمتی از این دسترنج پربها پرداخته اند به ارزش کار این هموطن عزیز خللی وارد نمی کند.
    واقعیت این است که الگوهای توسعه اتخاذ شده طی چند دهه اخیر بر مبنای اصولی و صحیح قرار نداشته و کسب سود در نگاه رسمی و نیز از منظر عموم مردم اولویت اصلی را داشته است و به همین جهت لزوم حمایت رسمی از امور عام المنفعه پیش بینی نشده و از هموطنانی مثل «آقای علی اکبر ایران نژاد» بجای تشویق و حمایت، مطالبه سود و بهره بانکی می شود و همچنین برخی با بی انصافی و خودخواهی آمیخته با سود جویی افسار گسیخته بدون ذره ای تأمل و تعمق بعوض استفاده معقول و تلاش جهت حفظ اصل سرمایه ای که برایگان و جهت استفاده عمومی و نه اختصاصی مهیا شده بی محابا از بیخ و بن برمی کنند و چنین عمل سخیفی که در هیج کجا پذیرفته نیست ضعف و سستی نهادهای متولی فرهنگ عمومی را هم نشان می دهد.
    مسلمأ با تفاهم و توافق ملی بر مطلوبیت پیشرفت و توسعه پایدار و متوازن و حرکت در این راستا که همراه با توجه به آموزه های دینی، اخلاقی و انسانی و همچنین مراعات ملاحظات زیست محیطی است زمینه استفاده بهتر و بیشتر از نیات و مقاصد خیرخواهانه هموطنان گرانقدری بمانند ایشان و لزوم حمایتهای رسمی از اینگونه تلاشهای دلسوزانه و همچنین مقدمات تداوم این قبیل امور خیریه فراهم می شود و از سوی دیگر با شکل گیری و تثبیت فرهنگ متعالی و مدنی متناسب، بستر ضروری جهت ارج نهادن عامه مردم از این تلاشگران و اهتمام ملی در حفظ چنین یادگارهای ارزشمند و والا در اذهان عمومی نهادینه خواهد شد.

  4. بینام گفت:

    آفرین بر تو مرد بزرگ

  5. فاطمه گفت:

    خدا حفظش کنه. واقعا کاشت و نگهداری این تعداد انجیر که این آقا کاشته ، خلی سخته.
    من هم چند وقتیه که دنبال نهال انجیر هستم . یه نهال مرغوب . اگه امکانش هست راهنمایی کنید آدرس نهالستان تو شهر گلوگاه که از نهالهای اصیل این منطقه داشته باشن . متشکرم

نظرتان را بنویسید