بیت‌الاحزان میانکاله!
ارتباط با ما دربارۀ ما پیوندها نسخه موبايل RSS آرشيو \
یکشنبه ۱۷ فروردین ۱۳۹۹
کد خبر: 150900 تاریخ انتشار:28 ژانویه 2020 تعداد بازدید:72 بازدید

بیت‌الاحزان میانکاله!

میانکاله، این روزها در غم از دست دادن میهمانان گرانقدرش سوگوار است. تالابی که خود، از فرط تشنگی و خشکسالی و آلودگی و... رو به اقماست

مائده مطهری زاده / روزنامه خبرشمال

 

به گزارش گلوگاه ما به نقل از سایت روزنامه خبرشمال، میانکاله، این روزها در غم از دست دادن میهمانان گرانقدرش سوگوار است. تالابی که خود، از فرط تشنگی و خشکسالی و آلودگی و… رو به اقماست، اما هیچگاه در طول این سال‌های دشوار و طاقت‌فرسای زندگی، رسالت خویش را فراموش نکرده و همچنان مشغول خدمت‌رسانی و پذیرایی از پرندگان مهاجر بی‌نوایی است که آنها نیز همچون او از آماج تیرها و بلایای زمانه در امان نمانده‌اند و این بار دست تقدیر برای آنها مرگ دسته جمعی در سطح وسیعی را رقم زده و در یک کلمه میانکاله را به بیت‌الاحزان پرندگان مهاجر تبدیل کرده است.

تالاب‌های مازندران در فصل سرد سال، میزبان میهمانان عزیزی بوده و هستند که بسیاری از آنها به زیبایی و شکوه در جهان همتا ندارند. پرندگان کم‌نظیر و بعضا بی‌نظیری که پس از طی مسافتی طولانی از نیمکره شمالی زمین، به امید یافتن پناهی و غذایی، به سوی تالاب‌های پربرکت شمال ایران نقل مکان می‌کنند؛ اما… افسوس و صد افسوس که این مهاجرت، با مخاطرات فراوانی برای آنها همراه است و اغلب «سفری بی بازگشت» را برای آنان رقم می‌زند.

*فاجعه چگونه آغاز شد؟

فاجعه از روز جمعه و با کشف لاشه ۵۰۰ قطعه پرنده مهاجر در میانکاله آغاز شد و هنوز جمعه به پایان نرسیده بود که اداره کل محیط زیست مازندران، در خبر دیگری از جمع آوری بیش از ۸۰۰ لاشه پرندگان مهاجر در میانکاله اطلاع داد.

حسینعلی ابراهیمی کارنامی مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران با اعلام این خبر افزود: روز جمعه مورخ ۴ بهمن ماه سال جاری، نیروهای محیط زیست و دامپزشکی با حضور مستمر در تالاب میانکاله حدود ۸۰۰ لاشه از پرندگان تلف شده را جمع‌آوری کردند که با احتساب تل

فات روز گذشته (پنجشنبه) میزان کل تلفات پرندگان مهاجر در تالاب میانکاله به عدد ۱ هزار و ۳۰۰ لاشه می‌رسد که عمدتا در حوزه شهرستان گلوگاه بوده است.
اما متاسفانه شبح مرگ که همچنان سایه‌اش بر سر تالاب میانکاله گسترده بود، همچنان در روزهای بعد هم از پرندگان مهاجر قربانی می‌گرفت تا اینکه در آخرین خبر درج شده در پُرتال محیط زیست استان، این عدد به ۱ هزار و ۸۵۰ لاشه رسید و در همین راستا مدیرکل حفاظت محیط زیست مازندران افزود: نتیجه نهایی علت تلفات پرندگان مهاجر، هنوز از سوی سازمان دامپزشکی اعلام نشده که به محض مشخص شدن، به اطلاع عموم خواهد رسید.

البته آن‌طور که در نخستین خبر فاجعه در سایت محیط زیست مازندران آمده و از سوی مدیرکل محیط زیست مازندران به آن اشاره شده است، وی در جایی از این خبر اعلام می‌کند که:« هنوز آمار دقیقی از تعداد تلفات پرندگان وجود ندارد و باید ببینیم طی روز آتی این تلفات همچنان ادامه دارد یا خیر.» و باید از مدیرکل محترم محیط زیست استان که از قضا میزان دغدغه‌مندی ایشان در حوزه کاری مربوطه، نیز به ویژه بر ما در «خبرشمال» پوشیده نیست، پرسید که آیا کشف ۵۰۰ لاشه پرنده در پایش اولیه فاجعه، میزان کمی بوده است که ما و شما باید منتظر روزهای آتی و تلفات آتی می‌ماندیم تا عمق و وسعت حادثه بر ما بیشتر معلوم گردد؟! و در واقع بهتر است بگوییم از مدیرکل تلاشگر و با وجدان و دلسوزی همچون حسینعلی ابراهیمی کارنامی انتظار می‌رود در زمان وقوع چنین حوادث تلخ زیست محیطی، در انتخاب کلمات و جملات دقت بیشتری به عمل آورد تا کسی نتواند ایشان را به کم‌توجهی و بی‌مسوولیتی در حوزه وظایف‌شان متهم کند!

*بررسی احتمالات از سوی مدیرکل دامپزشکی

آن طور که در سایت‌های خبری و خبرگزاری‌ها هم آمده است، گونه‌های تلف شده، شامل چنگر معمولی، فلامینگو، کشیم بزرگ، کشیم گردن سیاه، باکلان، کاکایی، اردک ارده‌ای، اردک سرحنایی بوده و در حالی که گمانه‌زنی اولیه بر احتمال شیوع آنفلوانزای پرندگان یا دیگر بیماری‌های فصلی تمرکز داشت، مدیرکل دامپزشکی مازندران طی گفت‌وگویی اعلام کرد که نتایج آزمایشات نشان داده است که بیماری آنفلوانزا H۵،H۷ وH۹ و یا نیوکاسل علت مرگ این پرندگان نبوده است.
دکتر سید حسین رضوانی از مسمومیت به عنوان فرضیه جدید در حال پیگیری یاد کرد و گفت که هم اکنون احتمال مرگ ناشی از مسمومیت قوت گرفته است که نمونه‌گیری از لاشه برای بررسی این مورد به تهران ارسال شده است.
وی افزود: برای مشخص شدن نتیجه آزمایش جدید حداکثر تا ۷۲ ساعت دیگر باید صبر کرد و در صورت اعلام نتایج به اطلاع افکار عمومی می‌رسد.
محمد درویش فعال برجسته محیط زیست کشور، نیز در همین راستا طی گفت‌و‌گویی با «خبرشمال» اظهار داشت: تا زمانی که نتایج آزمایش‌ها مشخص نشود، هر فرضیه‌ای در عین حال هم می‌تواند درست باشد و هم غلط، بنابراین، بیان هر علتی از حدس و گمان فراتر نمی‌رود، اما آنچه معلوم است اینکه چنین اتفاقاتی در گذشته هم (با گستره کمتر یا بیشتر) سابقه داشته است و چندان جدید نیست.
این فعال محیط زیستی کشور، ورود سموم شیمیایی کشاورزی به درون تالاب، تله‌های سمی کندوداران برای از بین بردن مرغان زنبورخوار (که می‌تواند هر پرنده دیگری را نیز زمین‌گیر کند)، یک بیماری اپیدمیک همچون آنفلوانزای پرندگان، از جمله این احتمالات برشمرد و افزود: باید تلاش شود تا نهادهای ذیربط هرچه زودتر نتایج آزمایشات را اعلام کرده و مردم و دوست‌داران محیط زیست را از نگرانی به درآورند.

 

*محیط زیست پشتیبانی نمی‌شود

مسعود مولانا، فعال مدنی و عضو تشکل‌های مردم نهاد استان مازندران، نیز در این باره به «خبرشمال» گفت: هرگونه احتمالی تا زمان روشن شدن ماجرا، وجود دارد؛ از مسمومیت به دلیل ورود آلودگی به درون تالاب تا هرچیز دیگری، اما آنچه که مسلم است به دلیل تنوع گونه‌های تلف شده، احتمال اینکه علت مرگ دسته جمعی پرندگان مهاجر، به دلیل گسترش بیماری‌ای شبیه به آنفلوانزای پرندگان و… باشد، تقریبا منتفی است.
مولانا، در ادامه با بیان اینکه متاسفانه پرونده حفاظت از پرندگان مهاجر هنوز هم به رغم حواشی بسیاری که گرداگرد آن وجود داشته و دارد، بسته نشده است، تصریح کرد: البته ناگفته نماند که اداره کل محیط زیست مازندران نیز به اندازه وُسع و توانایی و امکانات الکنی که دارد، تلاش‌ کرد تا جلوی بسیاری از این فجایع را بگیرد، اما متاسفانه به دلیل عدم پشتیبانی سایر نهادهای ذیربط از جمله استانداری مازندران، هنوز نتایج درخشانی از این تلاش‌ها حاصل نشده است.

*پشتیبانی از متخلفان و مجرمان

این فعال مدنی با اشاره به اینکه سازمان محیط زیست، به لحاظ امکانات، تجهیزات، اعتبارات و نیروی انسانی عملیاتی (ماموران میدانی) سازمان بسیار ضعیفی است، ادامه داد: به طور مثال، در خصوص ماجرای کشتار پرندگان مهاجر در فریدونکنار در ابتدا گفته می‌شد که این مساله به طور عمده با معیشت مردم منطقه گره خورده است و در صورت سختگیری‌های بیشتر، تنش‌های وسیع اجتماعی را در بر خواهد داشت، حال آنکه پس از مدتی معلوم شد که اساسا موضوع، معیشت مردم محلی نبوده، بلکه عده‌ای طماع، حریص و آزمند، از سرِ تفریح و کسب سود کثیف حاصل از کشتار این پرندگان بی نوا، به کشتن فجیع و وسیع این موجودات زیبا و نازنین، مشغول هستند و در این میان، برخی از مسوولان و مقامات محلی نیز به دلیل خویشاوندی با همین عده از شکارچیان بی رحم، با مسوولان محیط زیست همکاری نکرده و در چنین فضایی، نمایندگان نیز به جای رسوا کردن متهمان و رو کردن دست مجرمان، متاسفانه بنا به دلایل مختلفی با اظهار نظرهای نادرست با این افراد همکاری کردند.

* آبرویی که از ایران ریخته شد

مسعود مولانا، در این باره تاکید کرد: همه این عوامل در حالی دست به دست هم داده تا منافع عده‌ای معدود تامین شود که سال‌هاست حیثیت و آبروی یک ملت با فرهنگ و متمدن (با انتشار عکس‌های فجایع شکار پرندگان مهاجر در اینترنت) بر سر همین قضیه به باد رفته و از قدیم هم گفته‌اند آب رفته به جوی بازنمی‌گردد!

 

*فروپاشی واقع بینی

مسعود مولانا همچنین با بیان اینکه در گذشته از فقدان واقع بینی در میان مسوولان سخن به میان می‌آمد، افزود: اما امروز به جای «فقدان واقع بینی» در میان مسوولان باید از «فروپاشی واقع بینی» سخن گفت زیرا، همه این اتفاقات در حالی به وقوع می‌پیوندد که همه مسوولان از واقعیات پشت پرده باخبرند، اما اراده‌ای برای برچیدن بساط متهمان و مجرمان در حوزه محیط زیست وجود ندارد که مسوولان در این باره ابتدا در پیشگاه وجدان خویش و سپس وجدان عمومی باید پاسخگو باشند.
این فعال اجتماعی، در پایان با اشاره به اینکه براساس رتبه بندی جهانی، رتبه محیط زیست ایران در سال ۲۰۱۸ نسبت به سال ماقبل یعنی ۲۰۱۷، ۵۲ پله سقوط کرده است، خاطرنشان کرد: امروز دوران شفافیت اطلاع است و مسوولان در اتاقی شیشه‌ای نشسته‌اند و بنابراین، دوران پنهان کاری و سخنان غیرواقع و شعارهای پرطمطراق سپری شده و ما یک بار برای همیشه باید از شرّ دروغ سیستماتیک که به یک عادت غلط اجتماعی تبدیل شده است خلاص شویم.

 



به اشتراک بگذارید :

تگ های مطلب :

نظرتان را بنویسید

 

 

 

 




گلوگاه ما